به گزارش مشرق، در شرایطی که قرار بود تیم ملی فوتبال ایران پیش از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، برای برگزاری ۲ بازی دوستانه با نیجریه و کاستاریکا در فیفادی نوروز ۱۴۰۵ راهی اردن شود، این جنگ تحمیلی و شرایط خاص منطقه خاورمیانه در نهایت محل ۲ بازی را از امان به آنتالیا ترکیه تغییر داد.
البته در ابتدا پیشبینی میشد باتوجهبه تعطیلی لیگ برتر و مسدودشدن مسیرهای پروازی، بازی با حریفان آفریقایی و آمریکای شمالی لغو شود اما فدراسیون فوتبال طبق هماهنگی کامل با سایر نهادهای ذیربط با پیگیریهای مستمر و هزینهای میلیوندلاری، در فاصله ۳ ماه مانده به جام جهانی شرایط اعزام تیم به ترکیه را فراهم کرد تا ملیپوشان بتوانند مقابل تیم سوم جام ملتهای اخیر آفریقا و تیم پنجم رنکینگ آمریکای شمالی، خود را برای حضور در جام جهانی آماده کنند.
این در حالی است که ۲۵ بازیکن لیگ برتری در فهرست ۳۴ نفره تیم ملی از تاریخ ۹ اسفند، نهتنها در هیچ دیداری به میدان نرفتهاند بلکه شرایط حضور در تمرینات گروهی و باشگاهی نیز برای آنها فراهم نشده است.
در این میان ۲ چهره شبکه صهیونیستی اینترنشنال که ادعای سالها فعالیت در ورزش فوتبال را داشته، با نگاهی بغضآلود و کینهورزانه، برگزاری این اردو در شرایط جنگی را زیر سؤال برده و این بحث را مطرح میکنند «اگر در ایران جنگ است، چگونه بازیکنان حاضر شدند خانوادهشان زیر بمباران باشد و آنها برای عادیسازی وضعیت، به ترکیه بروند!»
محمد تقوی و مزدک میرزایی که به تبعیت از دشمنان این مرز و بوم، پرچم انتقاد از برگزاری اردو در شرایط فعلی را دست گرفتهاند، اگر نگاهی به کارنامه نهچندان روشن خود در عرصه اجرا و گزارش برنامههای ورزشی و مربیگری در فوتبال اندازند، متوجه میشوند که سفر شاگردان امیر قلعهنویی به ترکیه حتی در وضعیت سخت، در واقع استفاده از یکی از آخرین فرصتهای آمادهسازی در راستای ارتقای فنی و اجرای برنامههای مدنظر کادر فنی برای جام جهانی بوده است.

خود آنها قبل از شروع همین جنگ، مدعی بودند فدراسیون و سرمربی تیم ملی در تدارک این تیم برای جام جهانی کوتاهی کرده و بازیهای دوستانه مناسبی برای تیم ملی تدارک دیده نمیشود اما اکنون نه از سر دلسوزی برای خانواده بازیکنان، بلکه در جهت تلاش برای تخریب نام مقدس ایران، دست به یاوهگویی مجدد میزنند.
مجری و کارشناس معاند بهخوبی میدانند فیفادی ماه مارس، فرصت بسیار مغتنمی برای کادر فنی تیم ملی است تا نسبت به رفع نواقص موجود و افزایش هماهنگیها و کیفیت تیم اقدام کند. درست مانند کاری که هر ۴۷ تیم دیگر حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ انجام خواهند داد و اگر فدراسیون فوتبال و مسئولان تیم ملی، دست روی دست گذاشته و به بهانه جنگی که اربابان تقوی و میرزایی به راه انداختهاند، این فرصت آمادهسازی را از تیم ملی میگرفتند، این افراد از آن ور بوم افتاده و به شکلی دیگر به بیان اظهارات مضحک میپرداختند.
مجری و کارشناس یک برنامه ورزشی حتی در شبکهای معاند علیه جمهوری اسلامی ایران، باید مقداری تحلیل فنی نیز برای انتقاد به یک موضوع را در دستور کارش قرار بدهد اما این افراد بدون توجه به دادههای فنی، تنها با اغراض سیاسی، اصل برگزاری اردو را زیر سؤال میبرند. آن هم به بهانه «نگران نبودن بازیکنان نسبت به وضعیت خانوادهشان زیر بمباران».
چند روز قبل مهدی ترابی که پس از مدتها به تیم ملی بازگشته جملهای را به کاربرد که سایر بازیکنان این تیم نیز قطعاً سرلوحه کارشان قرار میدهند. او با بیان اینکه در «سنگر تیم ملی برای ایران خواهد جنگید» وظیفهشناسی خود را برای ارتقای پرچم ایران در این شرایط سخت نشان داد و این همان وظیفهای است که بر دوش یک بازیکن ملی قرار دارد. هرچند چنین دیدگاهی منجر به افسردگی دشمنان ایران میشود. در کل بازیکن حرفهای فوتبال آن هم در سطح یک ملیپوش، دوری از خانواده را حتی در سختترین شرایط هم درک میکند.

اما از یک فرد پناهنده به انگلیس که روزگاری برای دستیاری در حتی تیمهای نهچندان قدرتمند لیگ برتر، التماس دیگران را میکرد، باید پرسید آیا اکنون خانواده خودت در ایران زندگی نمیکنند؟ آیا بمبارانهای اخیر در مازندران، زندگی برادر خودت را تحت تأثیر قرار نداده است؟!
قطعاً از افراد «بیوطن» انتظار نمیرود که حامی تیم ملی ایران باشند اما تمامی مسئولان و مردم ایران باید در این شرایط دشوار، اعضای این تیم را بخشی از خانواده بزرگ ایران ببینند. ضمن اینکه فدراسیون و اعضای تیم ملی نیز مانند اقدام اصولی اخیر خود برای اعزام ملیپوشان به ترکیه باید حواشی اینچنینی را که تنها باهدف از بین بهکاربردن تمرکز قلعهنویی و شاگردانش مطرح میشود از فضای تیم دور کنند تا اقتدار ایران در عرصه ورزش هم در جام جهانی به رخ دنیا کشیده شود.




